محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
738
آثار عجم ( فارسى )
ديگر ؛ جناب معارف اياب ، آقا على آقا « 1 » ، صاحب احكام الشّريعه و كاشف اسرار الطّريقه ، - لازال من الآفات محفوظا و من الآمال محفوظا . - در عرض سال ، ماه صيام و بعض اوقات ديگر را در آن مسجد امام است ولى مرحوم والد ماجدش ، اعنى قطب دايرة الفضل و الكمال ، شمس فلك الرفقة و الاجلال : الحاج : الوهّاج ، حاجى آقا محمّد « 2 » ، نماز پنجگانه را در همهء شهور ، با جماعت در آنجا بهجا مىآورد و مردم را موعظت مىكرد ؛ - روح اللّه روحه - [ 56 ] . مسجد وكيل ( 36 ) : آن را مسجد شاهى نيز گويند ؛ در محلّهء ميدان شاه ، قريب به ارگ و عمارت حكومتى است . بانى آن ، پادشاه سعادتمند ، كريم خان زند است . چون به واسطهء زلزله ، در اركانش تزلزلى راه يافته بود ، مرحوم حسين على ميرزا - طابثراه - همتى نموده ، آن را مرمّتى فرموده . دفعهء ديگر نيز ، پادشاه اسلامپناه ، خسرو جمجاه ، ناصر الدّين شاه قاجار - خلّد اللّه تعالى ملكه - عمارتش كرد . در اين اوان هم ، به سعى و اهتمام جناب قوام الملك ، محمّد رضا خان ، مرمّتى ديگر شد . بالجمله ، مسجدى است وسيع ، جدارش رفيع ، بنايش معظم ، بنيانش محكم ؛ هر يك از عرض و طولش ، نزديك به 80 قدم متوّسط است . در سمت قبله و طرف مقابل آن در وسط ، دو طاق بزرگ با شكوه برپاست و در فضايش ، درياچهء طولانى پر از [ 443 f ] آب زلال و مصفّى . در طرف قبلهاش ، شبستانى است كه 100 قدم طول و قرب 50 گام عرض دارد ، مشتمل به 48 ستون سنگ كه هر يك را قريب 5 ذرع ارتفاع است و در آن منبرى است كه 14 پلّه دارد و آن از يكپارچه سنگ مرمر است كه آن را از تبريز حمل نموده ، بدانجا آوردهاند . شبستانى ديگر ، در سمت جنوب آن است ، با وسعت و فسحت ؛ در فصل تموز « 3 » ، هوايش چون برد العجوز « 4 » است و در قلب شتا ، بىقلب شتا ، حرارتاندوز . و در بسيارى از ازارههاى آن مسجد ، سنگهاى مرمر كلان به كار رفته و به نقشهاى ممتاز ، حجّارى شده . و امامت اين مسجد ، به جناب سيادت و سعادت انتساب ، حاجى
--> ( 1 ) . آقا على آقا : جنابش را در طريقت ، « وفا على شاه » نامند . سرسلسلهء نعمت اللهى است . ( 2 ) . حاجى آقا محمّد : وفاتش در سنهء 1301 هجرى ، در شيراز اتّفاق افتاد و به عتبات عالياتش دفن نمودند . اسم طريقت آن منوّر على شاه بوده [ است ] . ( 3 ) . تموز لفظى است رومى و ماهى از ماههاى تابستان . ( 4 ) . برد العجوز : هفت روز است كه ابتداى آن بيست و ششم شباط است و شباط بيست و هشت روز است . در تسميهاش تفصيلى گويند كه آن در كتب نجوم مسطور است و بعضى آن را برد العجوز خوانند زيرا كه اين روزها آخر زمستان است .